|
قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند چرا پرونده ات امضاء ندارد
استفاده از ابزارهای فکری و فرهنگی، شاخصهی جنگ نرم است: خداوند در آیهی 217 سورهی مبارکهی بقره میفرماید: "و لایزالون یُقاتلونکم حتی یُرَّدوکُم عَنْ دینِکُم إن استطاعُوا". معنای آیه این است که دشمنان شما همواره با شما در جنگ هستند. واژه لایزالون، بر استمرار دلالت دارد و گویای این است که دشمنان همیشه با شما در جنگند منتهی بسته به شرایط مکانی و زمانی نوع این جنگ ممکن است متفاوت باشد. گاهی جنگ، جنگ نظامی است. گاهی اقتصادی است و گاهی نیز فرهنگی. جنگ نرم شامل همه ی اقدامات روانی و تبلیغات رسانه ای است که گروه هدف یا“جامعه ی هدف” را نشانه می گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش طرف مقابل را به انفعال یا شکست وا می دارد.
کارآمدترین و در عین حال خطرناکترین و پیچیدهترین نوع تهدید علیه امنیت ملی یک کشور تهدید نرم است. مهمترین رسالت بسیج،در شرایط کنونی مبارزه در جنگ فرهنگی با دشمن است. رمز پیروزی در مقابله با تهدیدات نرم دشمنان،بصیرت سیاسی است. لازم است در راستای مقابله با آن دقت و توجه خاصی را برای شناخت دشمن داشته باشیم. دشمن استکباری با بهرهگیری از شبکههای ماهوارهای تلاش میکند تا در اعتقادات، ارزشها و باورهای جامعه خلل وارد کرده و از این راه بتواند در میان صفوف به هم پیوسته و متحد جامعه اختلاف ایجاد کند. دشمن باید بداند که با تکیه بر جنگ نرم هم نمیتواند پایههای این نظام اسلامی را به لرزش درآورد چرا که ملت ایران همچون گذشته در مقابل آنان ایستادگی خواهند کرد و توطئههای آنان را بار دیگر خنثی خواهند ساخت. امروز دشمنان دین و بشریت با تجربه شکست در مقابل ملتهای مسلمان و بهویژه در جنگ تحمیلی هشت ساله دفاع حق علیه باطل به این نتیجه رسیدند که شاید بتوانند از راه جنگ نرم موفق به تحمیل نظرات پوچ خود شوند که این خیالی پوچ و واهی است. در جهان کنونی و در جنگ افکار مهمترین راه شکست دشمنان مطالعات گسترده و عمیق در مورد جنگ نرم و آشنایی با استراتژی دشمن است. امروز بسیج باید بااقتدار، بصیرت، درک و فهم بالاتر از دهههای گذشته تمام تلاش خود را در راستای اجرا کردن فرمایشات رهبر فرزانه نظام و سرافرازی سرزمین ایران به کار گرفته و در مسیر خط امام(ره) و شهیدان والامقام گام بردارد. راه مقابله با تهدیدات نرم ایجاد قدرت نرم است.
در روزگار معاصر که استکبارجهانی و نظام های ضدمذهبی تلاش می کردند تا ارزشهای اخلاقی و معنوی را از جوامع انسانی دور سازند و طبق اصول مادی و برنامه های ضد ارزشی خود، انسانها را شکل و جهت بخشند، چهره ای درخشید که آئینه تمام نمای مکتب و جان او جام جهان نمای استقامت و معنویت بود، گفتارش و رفتارش تجلی نور حقیقت. به طوری که آرای دفاعی ایشان پایگاه مستحکمی برای مبارزان راه حق و مجاهدان مدافع اسلام و ارزشهای متعالی آن به شمار می آید. تامل و ژرف نگری در همه جلوه ها، یادها و یادگاریهای دفاع مقدس یعنی وصیت نامه ها، سروده ها، نوشته ها، خاطرات، مزار نوشته ها، تابلوهای جبهه، نوحه ها، سخنان اما خمینی(ره)، نام لشکرها، گردانها، گروهانها، نام عملیات و ... نشان می دهد که جبهه های دفاع مقدس همچون چشمه هایی بودند که از قله های مرتفع کربلا سرچشمه می گشرفتند. گویی خونی که در روز عاشورا بر خاک تفتیده و داغ کربلا چکید، در رگ های نوجوانان، جوانان و پیران جاری بود. رزمندگانی که در جبهه سنگر به سنگر بی خوف و بی پروا ، شوریده و عاشق می جنگیدند و زخم شهادت و اسارت را به جان می خریدند تا به تعبیر شهیدی ناشر این فرهنگ باشند که من می روم که بمانم و تو می مانی که بروی...
The Basij, Islamic Revolution Guards (Vezarat-e Sepah Pasdaran-e Enqelab-e Islamic) is in charge of the paramilitary national Mobilization of the Oppressed (Baseej-e Mostazafan) Organisation. It is from Basij ranks that volunteers were drawn to launch "human wave" attacks against the Iraqis, particularly around Basra.
«عالم پر از صدا است. صداهای خوب وبد، صداهای بد بازتاب ندارد و در مجراهای تاریخ گم میشود، اما آواهای نیک فریاد های انسانی و صداهای ملکوتی شنیده می شوند» By the sound of my voice you sound beautiful world ... Because I built thousand to abide story my heart is full of pride Same of Godś greatest gifts are unanswered prayers
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در تاریخ کشور ما افتخاری که بتوان به آن بالید و پیروزی که بتوان به آن استناد کرد، مشاهده نمیشد با ظهور نظام جمهوری اسلامی ایران در سال 1357 با رهبری بیبدیل حضرت امام (ره) که هم در بعد سیاسی و هم در بعد معنوی انفجاری در سطح جهانی صورت داد، باعث شد که استکبار جهانی به وحشت بیفتد و از همان فردای پیروزی انقلاب به فکر از بین بردن این نظام مقدس باشد.
وظیفه ی ما در برابر تهاجم فرهنگی ونظامی چیست؟ مسلماً در برابر این خطرات کسانى هستند که باید پیش از همه این مسؤولیت را بپذیرند و بیشتر تلاش نمایند. ولى تجربه نشان داده است که اگر مشکلات بر دوش یک گروه خاص یا یک قشر خاص باشد هیچ وقت این مشکلات حل نمی شود. به عنوان نمونه، در حمله عراق به ایران چه کسى باید در برابر لشگر عراق مقاومت مى کرد؟ بدیهى است که در درجه اول این کار وظیفه ارتش ایران است. اما آیا ارتش ایران به تنهایى جواب این جنگ را داد؟ آمریکا کشور ما را محاصره ی اقتصادى کرد، چه کسى باید بیشتر تلاش مى کرد تا این توطئه دشمن خنثى شود؟ واضح است که کارخانه داران و افراد متمول چنین وظیفه اى بر عهده داشتند و باید به طبقات زیردست کمک مى کردند تا فشار کمترى تحمّل کنند. اما آیا چنین شد؟ آیا آنها از بازار سیاه بیشتر سوء استفاده نکردند؟ در مقابل هجوم فرهنگى دشمن هم ابتدا دانشگاه و حوزه باید قد علم کنند و این مشکل را حل کنند. اما اگر ارتش توانست، به تنهایى، هجوم عراق را دفع کند حوزه و دانشگاه هم به تنهایى مىتوانند این کار را انجام دهند؟ این قبیل خطرها که تمام جامعه را تهدید مى کند به یک بسیج همگانى نیازمند است. «اِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُون.» (سوره مائده: 56) اگر همت بسیجیان ما، که حزب اللّه و جنداللّه هستند نبود کى خطر دشمن از ایران دفع مى شد؟ آیا اسمى از ایران روى صفحه گیتى باقى مى ماند؟ اگر بنا بود فقط ارتش آن زمان این مشکل را حل کند من و شما امروز در کشورى به نام ایران زندگى نمىکردیم. بسیج مردم بود که توانست پاسخ تجاوز دشمن را بدهد. در مقابل این هجوم فرهنگى هم، باید یک بسیج همگانى وجود داشته باشد. همه ی افراد باید احساس مسؤولیت کنند و در یک آماده باش کامل سلاح به دست بگیرند. چه سلاحى؟ در مقابل هجوم نظامى، سلاح نظامى; اما در مقابل هجوم فرهنگى چه؟ اگر از نظر تکنولوژى کمبودى هم داشتیم، به همت بسیجیان عزیز کم و بیش جبران شد. اما در مقابل سلاح فرهنگى، هیچ گاه نمى توان با توپ و تانک جنگید. با اسلحه وجنگ افزارنمی توان به شبهات فکرى پاسخ داد. در مقابل این سلاح، به علم نیاز داریم. همان گونه که در هنگام هجوم نظامى همه رفتند و آموزش نظامى دیدند در این تهاجم هم، همه باید آموزش دینى ببینند و خودشان را مجهّز کنند و بیمه نمایند. نباید گفت ما کافر نمى شویم. بنابراین، باید تلاش کنیم تا سالم بمانیم وگرنه تا چشم باز کنیم مى بینیم که «یخرجُونَ مِنْ دینِ اللّهِ اَفْواجاً.» تا کى خود را به خواب خرگوشى بزنیم و توطئه هاى دشمن را نبینیم ونشنویم؟ مسائل زندگى اجتماعى و اقتصادى متولّیانى دارد که، کم یا زیاد یا دیر یا زود، آنها را اصلاح مى کنند ـ خدا توفیقاتشان را بیشتر کند و راههاى بهترى را به آنها الهام کند و در انجام وظایفشان موفق بدارد ـ اما متولّى اصلاحات دینى و فرهنگى مردم کیست؟ آیا آنها که اکنون هستند از عهده حل این مشکل برمى آیند یا نه؟ اگر از عهده ی آن برنمى آیند، وظیفه ی عمومى مردم است که در این مسأله مشارکت کنند; هر کس به هر اندازه که می تواند. ساده ترین و واجب ترین کارى که از عهده هیچ کس ساقط نمى شود، خواه پیر باشد یا جوان، مرد باشد یا زن، اجرای جلسات مذهبى است. جوانان، نوجوانان، خانمها، آقایان، پیر، جوان، بازاریان، دانشگاهیان و سایر اقشار کشور باید در سطوح گوناگون جلساتى تشکیل دهند و به شکلى فعّال، مطالب را مطرح کنند، سیر مطالعاتى براى خود قرار دهند، به صورت استدلالى با هم و گفتگو کنند، هر جا مشکلى پیش آمد و به بن بست رسیدند، براى حل آن نزد یک عالم بروند. ما نتوانسته ایم از زیر بار فقر علمى که بر ما تحمیل شده بود بیرون بیاییم، هنوز نتوانسته ایم به قدر کافى، در هر بخشى موفق باشیم نباید انتظار داشته باشیم که هر مشکلى فقط به دست یک نفر حل شود.اگر مشکل جنگ فقط به دست بسیج حل شده مشکل فرهنگى هم فقط به دست نهادهای فرهنگی حل مى شود. همه باید دست به دست هم بدهیم. در مدت پس از انقلاب، اگر پیشرفتى نکردیم، اگر انقلابمان را صادر نکردیم، دست کم، مراقب باشیم تا دینمان از دست نرود. البته خودم را مى گویم وگرنه چه برادران و چه خواهران بسیجی، پاى خود را جاى پاى شهیدان خواهند گذاشت. آنها باید به سلاح علم مجهّز گردند تا عقایدشان سست نشود و شکست نخورند; زیرا امروز حتى قطعى ترین ارزشهاى اسلام و انقلاب ما هم زیر سؤال مى رود.
ارزشهای اخلاقی مورد تأیید اسلام مبتنی بر جهان بینی اسلامی و باورهای دینی است. در مکتب اسلام، ارزش های اخلاقی منهای اعتقاد به مبدأ و معاد وجود ندارد. از همین رو، استاد شهید مطهری بر این باور است که شرافت انسانی و اخلاقی جز در ذیل مکتب خداپرستی صورت نمیبندند و در هیچ مکتب دیگری قابل توجیه نیست. ایشان دربارة رابطة ارزشهای اخلاق با ایمان می نویسد: «کرامت، شرافت، تقوی، عفت، امانت، راستی،درستکاری و بالاخره همه اموری که فضیلت بشری نامیده می شود و همة افراد و ملتها آنها را تقدیس می کنند و آنهایی هم که ندارند، تظاهر به داشتن آنها میکنند، مبتنی بر اصل ایمان است؛ زیرا تمام آنها مغایر با اصل منفعت پرستی است و التزام به هر یک از اینها، مستلزم تحمل یک نوع محرومیت مادی است. آدمی باید دلیلی داشته باشد که رضایت به یک محرومیت بدهد؛ این جهت آنگاه میسر است که به ارزش معنویت پی برده و لذت آن را چشیده باشد.»١ استاد شهید مرتضی مطهری کتاب انسان وایمان
دفاع در قانون طبیعت یکی از اصول استوار بقاء و حفظ شرافت انسانهاست. در میان تمام دفاعیاتی که توسط انسان در برابر هجمههای گوناگون صورت میگیرد، مقدسترین و با ارزشترین آنها دفاع از عقیده است و بدون شک دوران هشت سالة جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از افتخارات بزرگ و بینظیر ایران اسلامی است. و برهمین اساس است که مقام معظم رهبری فرمودهاند: «دوران دفاع مقدس، اوج افتخارات ملت ایران است.»
خداوند متعال یکی از ویژگی های اهل نفاق را آراستگی ظاهر و جذابیت صوری آنان می داند و می فرماید: «و اذا رایتهم تعجبک اجسامهم (منافقون/4) هرگاه آنان را ببینی از ظاهر آراسته شان شگفت زده می شوی!» آنان با این شیوه بسیاری از مردم عوام و افراد ساده لوح را به دام انداخته و از راه حق منحرف می کنند. علی(ع) در توضیح اهل نفاق می فرماید: «در مورد منافقان به شما هشدار می دهم و از ترفندهایشان می ترسانم، آنان گمراه و گمراه کننده و خطاکارند و دیگران را به سوی خطا و گناه می کشانند، به هر رنگی در می آیند و در رسیدن به مقصود، شیوه های متفاوت به کار می برند، برای انحراف و شکار شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمین گاهی برای صید دلهای شما مخفی می شوند.»(منافقین اگرچه در ظاهر خود راپرنشاط و شاداب نشان می دهند اما در حقیقت چنان نیستند، آنان در زیر پوشش سیمای خندان، دلی مضطرب، نگران و افسرده دارند و هر لحظه منتظر حادثه ای بر علیه خود هستند. این سخن را با سخنی از امیرمؤمنان (علیه السلام) به پایان می برم که فرمود: «لو ضربت خیشوم المومن بسیفی هذا علی ان یبغضنی ما ابغضنی ولو صببت الدنیا بجماتها علی المنافق علی ان یحبنی ما احبنی؛- اگر با شمشیرم بر بینی انسان مؤمن بزنم که دشمن من شود هرگز دشمن من نخواهد شد و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم که مرا دوست بدارد هرگز دوست من نخواهد شد.» |
ABOUT MENU
Home
|